موسيقي عصر جديد

موسيقي بيكلام

تاریخچه ساز فلوت

فلوت عالی ترین و جالب ترین ساز از گروه سازهای ( چوبی - بادی ) است. فلوت را در ارکستر سمفونیک از شکل آن به آسانی می توان شناخت، زیرا تنها ساز بادی ارکستر است که از پهلو نواخته می شود. فلوت انواع متعدد دارد که بیشتر آنها بر خلاف فلوت معمولی ازسر نواخته می شوند و مشهورترین آنها یک نوع فلوت قدیمی به نام فلوت آبک ( Flute-a-bec) می باشد.
بی گمان فلوت یکی از کهنسال ترین سازها است. مصریان باستان، سازی شبیه به آن داشتند. ارسطو به والدین اطفال سفارش می کند که نگذارند، فرزندانشان این ساز را فرا گیرند زیرا صدای آن هوس های خفته ی آنها را بیدار می کند!
برلیوز آهنگساز نامی فرانسوی (1803-۱۸69) که کتاب معروف او به نام (ساز شناسی و ارکستر شناسی) که حتی امروزه هم یکی از معتبرترین کتب در این رشته است، فلوت را با عبارت (تقریبا فاقد قدرت بیان) توصیف می کند. صدای فلوت را در ارکستر سمفونیک اغلب همراه با صدای تیز و نافذ پیکولو (نوعی فلوت کوچک که صدای آن یک اکتاو از صدای فلوت معمولی زیرتر است) می شنویم.
گرچه فلوت را همیشه جزو سازهای (چوبی- بادی) می شمارند ولی این ساز همیشه از چوب ساخته نمی شود. معمولا فلوت هایی را که در دسته های موزیک نظامی به کار می روند ، فلزی و فلوتی که در ارکستر استفاده می شود ، ساخته شده از چوب است.
به آسانی می توان گمان برد که نخستین بار انسان های اولیه با شنیدن صدای بادی که در میان نی های میان تهی و تنه درختان سالخورده پیچیده و صدای خوش آهنگی حادث می کرده است، اصوات مطبوع موسیقی را از سایر صداها بازشناخته و همین امر انگیزه آن ها در ساختن انواع نی ها و سازهای بادی بوده است.
شکل انواع گوناگون فلوت ، در حجاری هایی که بر روی کتیبه های سنگی شده و همچنین در بسیاری از تصاویر و تابلوهای قدیمی، بسیار دیده می شود. برخی نیز می گویند که نخستین بار مردم تئاندرتال آلمان به صدای دل انگیزی که از دمیدن در یک سر نی شکسته تولید می شود، پی برده اند. در افسانه  قدیمی یونانی پان و سیرنکس هم به این موضوع اشاره شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 10:10  توسط Galway  | 

زندگی نامه ی شارل گونو

شارل گونو آهنگساز فرانسوی در ۱۷ ژوئن سال ۱۸۱۸در پاریس در خانواده ای هنرمند به دنیا آمد و در ۱۸ اکتبر سال ۱۸۹۳ در سنت کلود  در گذشت . پدرش که در جوانی جایزه رم را گرفته بود ، در سال ۱۸۲۳ در گذشت و شارل کوچک تحت حضانت مادرش که پیانیست زیردستی بود، به تحصیل پیانو پرداخت.چندی نیز نزد رایخا Reicha (۱۷۷۰ – ۱۸۳۶) کارکرد و پس از آن به کنسرواتوار پاریس وارد شد و در سال ۱۸۳۹ به دریافت جایزه بزرگ رم نایل گشت. در رم ، گونو با آثار” پالسرینا” آشنایی یافت و یک رکوییم حاکی از عشق و محبت روانی نوشت. پس از آن به آلمان سفر کرد و چندی در شهر برلین نزد” فانی هنزل” خواهر “مندلسون”مهمان بود. سپس در لایپزیک به ملاقات مندلسون رفت ودر آنجا سمفونی اسکاتلندی او را شنید. مندلسون در کلیسای سن توماس چند قطعه از آثار باخ را برای وی روی ارگ نواخت و شاید تحت تأثیرآثار باخ ، موتسارت ، و بتهوون ، ” گونو ” به نواختن ارگ همت گماشت و مدتی ارگ نواز یک میسیون مذهبی بود.
آشنایی او با “مادام ویاردو Viardot” خواننده معروف فرانسوی باعث شد که گونو اپرای “سافوSapho” را به سال ۱۸۵۱ بنویسد.اما این اپرا که از حیث سادگی بیان کاملاً نقطه ی مقابل آثار مایربر Meyerbeer (۱۷۹۱- ۱۸۶۴) بود ، مورد توجه واقع نشد. به همین ترتیب موسیقی برای چند صحنه از “اولیس Ulysse” نیز موفقیتی نداشت.
گونو از آن زمان به فکر نوشتن اپرای “فاوست” افتاد که درسال ۱۸۵۹ به پایان رسید و در مارس همان سال به اجرا گذاشته شد. در ابتدا موسیقی شناسان فرانسه این اثر عالی را به خوبی استقبال نکردند و عده ای آن را تقلیدی از سبک “واگنر” دانستند ؛ اما این اپرا که کاملا از متن نمایشنامه اصلی “گوته” به موسیقی در آمده بود، بعدها از شاهکارهای اپرای فرانسه قلمداد شد. پس از آن گونو به فکر تحول جدیدی در موسیقی فرانسه افتاد، اما از چند اپرایی که بعد از فاوست نوشت ” فیله مون و بوسیس Philemon et Baucis” ، “ملکه سبا” و “کبوتر” هیچیک با فاوست برابری نمی کرد. تنها اپرای “میری Mireille” که در سال ۱۸۶۴ در تئاتر و “لیریک” پاریس به معرض نمایش گذاشته شد ، اثر قابل ملاحظه ای بود ؛ ولی در اجرای مجدد “میری” دو صحنه از بهترین قسمت های آن را بدون توجه به ارزش فنی حذف کردند تا آنکه بار دیگر در سال ۱۹۳۹ این دو صحنه به اپرا اضافه شد.
یکی دیگر از آثار بزرگ گونو اپرای “رومئو وژولیت” است که در سال ۱۸۶۷ به مورد اجرا گذاشته شد و موفقیت بزرگی پیدا کرد. پیش از گونو”برلیوز” هم این نمایشنامه را به موسیقی در آورده بود، اما گونو اپرای کاملی از آن تهیه کرد. در سال ۱۸۷۰ گونو به ” انگلستان” مسافرت کرد ودر تمام دوره جنگ آلمان با فرانسه در آن کشور به سر برد. از آثار او قطعه ی “سوگواری گالیا Gallia” در شهر لندن اجرا شد و نیز “پولیوکت Polyeucte” را در آن شهر به اتمام رسانید. این اپرا در سال ۱۸۷۸ نمایش داده شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت.
آخرین اپرای وی ” خراج زامورا Zamora” بود که در ۱۸۸۱ به معرض نمایش گذاشته شد. اما یکی دیگر از آثار گونو که حاوی داستان عشق “هلوئیز و آبلار Heloise et Abailard” بود، به واسطه مرگ او ناتمام ماند . این اپرا که در ۱۹۳۹ تکمیل و اجرا شد، از آثار پرمایه ی گونو است. گونو بواسطه سه اپرای ” فاوست” ، “میری” و ” رومئو و ژولیت ” در ردیف بزرگترین آهنگسازان اپرا در آمد. موسیقی او همه جا حاکی از عشق و آرزوی انسانی است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 13:21  توسط Galway  | 

بخشی از زندگی نامه ی محسن نامجو و مصاحبه ی او با روزنامه ی حیات نو

آموختن موسیقی و تحصیلات

نامجو آموزش موسیقی را از نوجوانی با نت‌خوانی و آواز آغاز کرد و سپس ردیف موسیقی ایرانی را ابتدا نزد استاد شاکری و سپس نصرالله ناصح‌پور آموخت که یکی از برجسته‌ترین ردیف‌دانان ایران است.

وی پس از سپری کردن دوران دبیرستان در رشتهٔ تئاتر در دانشکده سینما تئاتر (هنرهای دراماتیک سابق) پذیرفته شد؛ ولی برای تحصیل در رشتهٔ موسیقی به دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت . وی به دلیل عدم رضایت از روشهای غیرخلاق تدریس، دانشگاه را رها کرد و فعالیت خود را به شکل تجربی و غیرآکادمیک ادامه داد.

سبک موسیقی

مشخصهٔ آثار نامجو «تلفیق» است: تلفیق سبک‌های مختلف موسیقی ایرانی و خارجی و تلفیق اشعار کلاسیک با شعرهایی که خود می‌سراید. در موسیقی‌های او گوشه‌هایی از سبک‌های راک، سنتی، بلوز، جاز و محلی به گوش می‌رسد. از شعرهای مولوی، حافظ و جامی گرفته تا شاملو و براهنی در آثار او به گوش می‌رسد که گاهی عباراتی کوچه‌بازاری در میان ابیات آنها اضافه شده است. او در این باره می‌گوید: «تلفیق از نظر من اپیدمی زمانه‌است. تلفیق موسیقیایی دو شکل دارد، یکی تلفیق ابزار است، مثلاً قرار دادن گیتار در برابر سه‌تار که چیز جدیدی نیست؛ و دیگری تلفیق گام که تا به حال کمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده، مثلاً کافیست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 18:37  توسط Galway  | 

اسکات برادلی، آهنگساز جاودانه تام و جری

در سال 1934 شرکت MGM تصمیم گرفت که به عرصه در حال رشد انیمیشن و کارتون سازی وارد شود اما شجاعت این را نداشت که واحد ساخت تصاویر متحرک خود را پایه گذاری کند. در عوض آن ها برنامه های انیمیشنی را از شرکت هیوگ هارمن/رادولف آیزینگ خریداری کردند (نام شرکت هارمن-آیزینگ نوعی بازی با کلمات به حساب می رفت). اسکات بردلی که سابقه کار با دیزنی را داشت در کنار کارل استالینگ در هارمن-آیزینگ کار می کرد. اسکات بردلی (Scott Bradley) در 26 نوامبر 1891 در راسلویل آرکانزاس به دنیا آمد و شاید هنوز مشهورترین آهنگساز انیمیشن جهان باشد.


کارل استالینگ سپس به شرکت برادران وارنر پیوست و بر روی 600 آهنگ معروف Looney Tunes و Merrie Melodies کار کرد.

بنابراین زمانی که MGM تصمیم گرفت که واحد انیمیشن مستقل خود را درسال 1938 تاسیس کند طبیعی بود که از بسیاری از کارکنان هارمن-آیزینگ دعوت به کار کند. در نتیجه بردلی به صورت تمام وقت به استخدام MGM در آمد....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 20:26  توسط Oracle  | 

چاشنی های تانگوی کِرِمر

چاشنی های تانگوی کِرِمر
"ویولونیست جسور با پیاتزولا طعم تازه ای به «چهار فصل» ویوالدی می بخشد." زمان مهم ترین مسئله برای پیوند دادن معروف ترین قطعه موسیقی کلاسیک - «چهار فصل» ویوالدی - با یادگار فصلی سلطان تانگوی جدید، آستور پیاتزولا (Astor Piazzolla) بود. باید خرسند بود از اینکه گیدون کرمرِ (Gidon Kremer) ویولونیست اولین کسی بود که به این کار پرداخت. کرمر نه تنها استاد برجسته و شناخته شده رپرتوار استاندارد و اسطوره اصلی موسیقی نو است بلکه این نوازنده 53 ساله لاتویایی الاصل به یکی از مفسران ماهر و متعهد پیاتزولا نیز تبدیل شده است.

او در مجموعه های «ادای احترام به پیوتزالا» (HOMMAGE A PIAZZOLLA) و «تانگو» (EL TANGO) حسی از مفهوم والای جهان قدیم را به احساسات دنیای جدید پیاتزولا می بخشد و احیای ماریای از بوینس آیرس (MARIA DE BEUNOS AIRES)، اپرای تانگو گرم آرژانتینی، از کارهای بسیار مهم پایان قرن به شمار می رود. کرمر و گروه Kremerata Baltica ی او با آلبوم بی نظیر هشت فصل، چهار کنسرتوی ویوالدی را با موومان هایی از قطعه «چهار فصل از بوینس آیرس» پیاتزولا تلفیق کردند. در ادامه، گفتگوی کرمر و بردلی بمبارگر از barnes&noble.com را درباره مزیت های نسبی ویوالدی و پیاتزولا و دشواریِ نو جلوه دادن موسیقی کلاسیک و کلاسیک جلوه دادن موسیقی نو می خوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 11:1  توسط Oracle  | 

"پلنگ صورتی"جادوی مانچینی

هنری مانچینی (Henry Mancini) آهنگساز، رهبر ارکستر و تنظیم‌کننده بزرگ آمریکایی - ایتالیایی تبار، در 16 آوریل سال 1924در اهایو چشم به جهان گشود. پدرش به او نواختن ساز فلوت را آموزش داد، به طوری که او در 9 سالگی فلوت را به زیبایی می‌نواخت و در سن 12 سالگی با پیانو آشنا شد. او خیلی زود به تنظیم و آهنگسازی علاقمند شد. پدرش پس از آموزش مراحل اولیه موسیقی او را نزد «ماکس آدکینز» ستاره Jazz فرستاد. آدکینز نسبت به استعداد «هنری» دید دیگری داشت و او را به «بنی گودمن» جازیست مشهور آن زمان معرفی کرد و هنری از همان سن کم به عنوان پیانیست و تنظیم‌کننده در گروه گودمن مشغول به فعالیت شد.


 مانچینی پس از اتمام دبیرستان و پایان دوره موسیقی به نیویورک رفت و به عنوان پیانیست و سرپرست گروه «وینسنت لوپز» مشغول فعالیت شد. مانچینی جنگ را نیز تجربه کرد چرا که در طول جنگ جهانی دوم در ارتش خدمت می‌کرد. او پس از اتمام جنگ با «جینی کنر» خواننده Jazz گروه میلر ازدواج کرد و بعد از آن به شهر هنرمندان، لس‌آنجلس سفر نمود و فعالیت‌هایش را در رادیو و تلویزیون ادامه داد.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 21:49  توسط Oracle  | 

آلکسا استی

الکسا استیل (Alexa Still) نوازنده معروف فلوت و زاده نیوزلند است. خانم استیل برای ضبطهای فراوان با برچسبهای بین المللی کلاسیک در دنیای فلوت مشهور است. وی به عنوان "بی نقص در تکنیک و سلیقه، اغوا کننده در ترکیب اصوات" توصیف شده است. در جایی دیگر آمده: "آنقدر با اطمینان خاطر می نوازد که هیچ گاه قادر نخواهید بود او را از موسیقی جدا کنید". اولین دیدار او از آمریکا برای ادامه تحصیل در دانشگاه نیویورک بود، وی در آنجا موفق به کسب مدارک فوق لیسانس و دکترا شد و در بسیاری از رقابتهای موسیقی مقام اول را کسب نمود.

در 23 سالگی به وطن بازگشت و جایزه فلوت نوازی ارکستر سمفونیک نیوزلند را از آن خود نمود و به مدت 11 سال در نیوزلند ماند.

در طی این سالها بارها به آمریکا برای برگزاری کنسرتهای سولو سفر نمود و جایزه مشهور فولبرایت آمریکا را در سال 1996 کسب نمود. از سال 1998 که به عنوان استاد فلوت در دانشگاه کولورادوی آمریکا منسوب شد، رسیتالها، کنسرتها و کلاسهای فراوانی را در انگلستان، آلمان، استرالیا، نیوزلند، اسلوونیا، مکزیک، کانادا، کره و آمریکا برگزار نمود.

دوازدهمین دیسکت سولوی خانم استیل که شامل آثار موسیقی مجلسی برای فلوت اثر لوول لیبرمان (Lowell Liebermann) بوده، در ژوئیه 2003 عرضه شد. او برجسته ترین سولیست در انجمن ملی فلوت نوازان آمریکا در شیکاگو، آتلانتا و واشنگتون بوده، در سال 2003 مدیر برگزار کننده برنامه ای به مناسبت سی و یکمین سالگرد این انجمن، بود.

خانم استیل فلوت نقره ای که برادران برانن از بوستون با دهانه ای از طلا و چوب ویژه وی ساخته بودند را می نوازد.

در ادامه گفته های خانماستیل را میخوانیم:
آنچه اهمیت دارد آن است که بدانیم اشتباه کردن آخر دنیا نیست، من به دلیل آنکه از سن بسیار پائین ‌آغاز به نوازندگی کردم، به این موضوع سریعتر دست یافتم و همواره هنرجویانم را تشویق می کنم که هر چه زودتر رسیتال کامل را اجرا کنند، با این کار خود می آموزند چگونه برنامه ریزی کنند، سالن کرایه کنند، به دنبال هم نواز خوب باشند، خبر را پخش و عکس خود را به چاپ رسانند، اینها مواردی هستند که به اندازه اجرای خود کنسرت اهمیت دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 10:1  توسط Galway  | 

اِولین باغچه بان، از بنیان گذاران اپرای ایران درگذشت

صبح روز یکشنبه ۹ آبان ۱۳۸۹ درحالی که تیم تلویزیون فارسی بی بی سی برای ساختن مستندی از زندگی اِولین باغچه بان به سمت منزلش درحرکت بود، ازخبر درگذشت این هنرمند شوکه شد.

کاوه باغچه بان فرزند او، خواننده و آهنگساز مقیم استانبول که با مادرش زندگی می کرد خبر فوت او را اعلام کرد. این خبر هم زمان با انفجار بمبی در مرکز استانبول به خبرنگاران بی بی سی گفته شد.

اِولین باغچه بان سال ۱۳۰۷ در شهر مرسین ترکیه از مادری فرانسوی و پدری ترک به دنیا آمد.

در کنسرتوار آنکارا با ثمین باغچه بان آهنگساز ایرانی آشنا شد و این آشنایی به ازدواج آن دو انجامید، ازدواجی فرخنده برای موسیقی ایران.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 18:40  توسط Oracle  | 

نگاهی به زندگی و آثار ونجلیز

ونجلیز یکی از معروفترین سرایندگان و آهنگسازان یونان محسوب می شود. او تا كنون تنظیم کننده و سازنده بسیاری از آهنگ ها و تعداد زیادی موسیقی فیلم بوده. وی زیاد در انظار عمومی ظاهر نمی شود و به ندرت مصاحبه می کند. به شایعات و مسائل حاشیه ای بی توجه است و تمام تمرکز خود را به کارش معطوف می کند.
ونجلیزادیسیوس پاپاتاناسیوس در ۲۹ مارس ۱۹۴۳ در شهر کوچکی در نزدیکی والوس یونان متولد شد. از سن چهار سالگی شروع به نواختن پیانو کرد و در ۶ سالگی اولین تصنیف خود را برای عموم اجرا کرد. از همان زمان کودکی استعداد خود را در موسیقی نشان داد . والدینش سعی کردند تا با گرفتن معلم خصوصی او را تشویق کنند اما او به آموزشهای رسمی جواب نداد. خود ونجلیس در این باره می گوید: همیشه احساس می کنم که نمی توان همه چیز را از طریق آموزش های کلاسیک یاد گرفت چرا که این تجربه‌ها و اندوخته های فردی هستند که در نهایت نتیجه می دهند.

در اوایل دهه ۶۰ ونجلیز پس از اینکه مدرسه را رها کرد به اتفاق تعدادی از دوستانش گروهی به نام فرمیکس را تشکیل دادند که این گروه در زمان خود توانست هزاران نفر از طرافداران تشنه موسیقی را به استادیوم های یونان بکشاند ونجلیز حقیقتاٌ اولین هنرمندی است که موسیقی پاپ را در کشورش یونان پایه‌گذاری کرد . فرمیکس به زودی محبوبیتی عمومی در یونان پیدا کرد.
بدنبال تحولات اجتماعی که در سال ۱۹۶۸در یونان اتفاق افتاد ونجلیس یونان را ترک کرده و به پاریس رفت در آنجا به اتفاق دیموس راسوس و لاکوس گروه موسیقی "آفرودیت چایلد" را تشکیل داد این گروه در اولین انتشار خود (با آهنگ باران و اشکها) موفقیت خوبی در سراسر دنیا بدست آورد. آلبوم "آفرودیت چایلد" به مدت بیش از سه سال آهنگ شماره یک اغلب کشورهای اروپایی بود . این گروه پس از تهیه آلبوم "۶۶۶" از هم جدا شدند و ونجلیس برای مدتی در پاریس ماند و یک موسیقی فیلم برای کارگردانی فرانسوی بنام فردریک روسف ساخت و در همین زمان بود که اولین آلبوم تک نفره خود را با اجرای بسیار عالی در استادیوم المپیاکوس یونان اجرا کرد .
در سال ۱۹۷۴ بعد از موج شایعاتی که مربوط به پیوستن او به گروه موسیقی یس(ریکی وایکمنس) بوجود آمده بود به لندن رفت. همکاریش با گروه یس بیش از چندین هفته طول نکشید چرا که سمت و سوی موسیقی ونجلیس با این گروه کاملاٌ متفاوت بود . اما همین زمان اندک باعث دوستی نزدیک او با جان اندرسن شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 12:32  توسط Galway  | 

گفت و گو با رامین جوادی آهنگساز ایرانی سریال «فرار از زندان»

تقریباعادت همیشگی ایرانی‎ها شده بود که در تیتراژ سریال فرار از زندان زمانی کهبه اسم آهنگساز می رسند دکمه pause را فشار دهند و به همدیگر نام رامینجوادی را نشان دهند و بگویند آهنگساز فیلم یک ایرانی است! رامین جوادی اگرچه با فرار از زندان برای ما شناخته شد اما خیلی قبل ترش برای خوره‎هایموسیقی فیلم شخصیت شناخته شده‎ای بود. زندگی‎نامه مختصر و فیلم‎هایی کهبرایشان موسیقی ساخته است را همین بغل برایتان گذاشته‎ایم تا سندی باشدبرای این حرفمان. او برای آن‎هایی که صرف ایرانی بودن یک آدم موفق بهخودشان می بالند گزینه خوبی برای افتخار کردن است. برای گپ زدن با او هزارتا بهانه داشتیم. اینکه ایرانی است، فرار از زندان را خیلی‎هایمان دیدهایم، با هانس زیمر(که در ایران او را با موسیقی گلادیاتور و شیرشاهمی‎شناسیم) همکاری داشته است، نامزد جایزه‎های گرمی و امی شده است که درحد اسکار موسیقی از آن‎ها یاد می شود. رامین جوادی درآلمان به دنیا آمدهاست و نمی تواند فارسی صحبت کند، خیلی رک است و متاسفانه بر خلاف عادتهنرمندان در جواب سوالات به اندازه‎ای که لازم است جواب می دهد و همه اینها باعث می شود، شاید، مصاحبه کوتاه تر از آن چیزی که فکر می‎کردیم از کاردر بیاید. وقتی متوجه شد فرار از زندان در ایران دوبله شده است و طرفدارهای پر و پا قرص زیادی هم دارد معطل نکرد و با وجود اینکه سخت مشغولآهنگسازی سریال فلش فوروارد بود قرار مصاحبه را هماهنگ کردیم. در تنظیماین مصاحبه مدیر برنامه های رامین-برایس جاکوبز- خیلی به ما کمک کرد. اینشما و این هم صحبت‎های اختصاصی رامین جوادی.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 12:1  توسط Oracle  | 

Famous Movie Composers

Famous Movie Composers

سلام

تو این پست می خوام شما رو با بزرگترین آهنگسازان موسیقی متن فیلم هالیوود آشنا کنم.

البته این ها مشهورترینشون هستن نه همشون:

 

Elmer Bernstein                                   Danny Elfman   

Jerry Goldsmith                                   James Horner        

James Newton Howard                                  David Newman

Ennio Morricone                                    Alan Silvestri         

Howard Shore                                   John Williams

 Hans Zimmer

برای دیدن بیوگرافی و عکس های این آهنگسازان به ادامه مطلب بروید..........................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 14:48  توسط Unnamed Feeling  | 

رندی نیومن و هنر طعنه آمیز

راندال استوارت مشهور به "رندی" نیومن (Randy Newman) متولد 28 نوامبر 1943، خواننده، سراینده اشعار، برنامه ریز، آهنگساز و پیانیست آمریکایی است که برای اشعار نیش دار و ساخت موسیقی بسیاری از فیلمها شهرت دارد. نیومن معروف به نوشتن اشعاری است که از شخصیت خودش بسیار دور می باشد. برای مثال آهنگ سال 1972 "قایق سواری در جای دگر" (Sail Away) بیان تلاش تاجران برای جذب بردگان است، در حالی که سخنگوی آمریکا از ناسپاسی جهانی نسبت به آمریکا شکایت دارد که چرا آنان راه حل نهایی طعنه آمیزی ارائه می دهند.

یکی از بزرگترین موفقیتهایش آلبوم "مرد کوتاه" است که از زبان یک ابله نوشته شده که از انسانهای کوتاه قد متنفر بود.

نیومن اغلب برای رفع سوء تفاهمات با لحنی کنایه آمیز، نظر و هدف اصلی خود را بیان می کرد: "من از آدمهای کوتاه قد متنفرم، درست است. دلیل آنکه چیزی در این باره نمی گویم آن است که شرکت ضبط از بیان آنچه من به آن معتقدم واهمه دارد." از سال 1980 نیومن به عنوان آهنگساز موسیقی فیلم کار می کرد.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 13:10  توسط Oracle  | 

Jerry Goldsmith

اگر فیلم هایی چون پاپیون، طالع نحس یا مومیایی را دیده باشید بدون شک متوجه موسیقی بسیار زیبای این فیلمهای بزرگ شدید. آهنگساز این کارهای بزرگ شخصی است بنام جری گلد اسمیت که چند روز گذشته در سن 75 سالگی از دنیا رفت، به گوشه هایی از زندگی هنری این موسیقیدان بزرگ توجه کنید.

در سال 1929 در کالیفرنیا بدنیا آمد، از سن 6 سالگی شروع به نواختن پیانو کرد و در 14 سالگی به فراگیری دانش هارمونی، کنترپوان و آهنگسازی پرداخت. این امکان نیز برای او مهیا شد تا در سر کلاسهای درس آهنگسازی Miklos Rozsa موسیقیدان افسانه ای سینما، در دانشگاه کالیفرنیا حاضر شود و البته نشان داد که یگانه شاگرد موفق وی نیز بوده.

علاقه بسیار زیادی به موسیقی ارکسترال داشت و تا مدتها آهنگساز کنسرت های بزرگ بود اما به دلیل نبودن امکان برگزاری کنسرت های متعدد و عدم ارضای روح تشنه وی که تمایل به آهنگسازی شبانه روزی داشت، تصمیم گرفت هرچه سریعتر حرفه کاری خود را عوض کند....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 18:10  توسط Oracle  | 

آنتونیو ویوالدی

آنتونیو لوچو ویوالدی (به ایتالیایی: Antonio Lucio Vivaldi) (زاده ۴ مارس ۱۶۷۸ - درگذشته ۲۸ یا ۲۷ ژوئیه ۱۷۴۱) کشیشی ونیزی، یکی از مشهورترین آهنگسازان دوران باروک و ویلنیستی چیره‌دست بود. او به «کشیش موقرمز (به ایتالیایی: Il prete rosso) نیز مشهور بوده است.

زندگینامه

دوران جوانی

آنتونیو لوچیو ویوالدی در ۴ مارس ۱۶۷۸ در ونیز پایتخت جمهوری ونیز به دنیا آمد. او به دلیل خطری که تهدید به مردنش می‌کرد توسط یک قابله و در خانه‌اش غسل تعمید داده شد که البته دلیل این خطر معین نشده‌است اما احتمالاً ضعف جسمانی کودک و یا زمین لرزه‌ای که در آن روز باعث لرزش شهر شده بود علت این غسل غیر رسمی بود و غسل رسمی ویوالدی تا دو ماه پس از تولدش انجام نشد. پدرش جوانی باتیستا تا قبل از آنکه به عنوان یک ویلنیست حرفه‌ای شناخته شود، به آرایشگری می‌پرداخت. او ابتدا نواختن ویلن را به پسرش آموخت و سپس همراه او در سراسر ونیز به کنسرت دادن پرداخت. جوانی باتیستا یکی از اعضای Sovvegno dei musicisti di Santa Cecilia که می‌توان گفت اتحادیه‌ای برای موسیقیدانان و آهنگسازان محسوب می‌شد، بود. رییس این انجمن جوانی لگرنتزی maestro di cappella در بازیلیکای سن مارکو و یکی از آهنگسازان اولیه دوران باروک بود و ازاین رو احتمال دارد که آنتونیوی جوان اولین درس‌های کمپوزیسون خود را از او گرفته باشد. این احتمال می‌رود که پدر ویوالدی نیز خود یک آهنگساز بوده باشد: در ۱۶۸۸ اپرایی تحت عنوان la fedelta sfortuna توسط شخصی به نام جوانی باتیستا روسی(Giovanni Battista Rossi) نوشته شده بود و این همان نامی است که پدر ویوالدی در انجمن موسیقیدانان سنتا چچیلیا بکار می‌برد(او به دلیل رنگ قرمز موهایش که یکی از مشخصه‌های این خانواده بود از کلمه rosso (قرمز) استفاده می‌کرد).

ویوالدی از یک بیماری که او آن را سفت شدن چانه می‌نامید رنج می‌برد هرچند که این مشکل او را از ویلن نواختن و آهنگسازی باز نداشت. ویوالدی در ۱۵ سالگی(۱۶۹۳) شروع به یادگیری درس‌های کشیشی کرد. در ۱۷۰۳، در ۲۵ سالگی رسما به جامه کشیشان در آمد و از چندی پس از آن به «کشیش قرمز» نامی که احتمالاً به دلیل رنگ موهایش به او اطلاق می‌شد، مشهور شد.

مدت کوتاهی بعد، در ۱۷۰۴ او به دلیل وضع نامناسب سلامتی اش از شرکت در جشن مَس مقدس انصراف داد و در اواخر سال ۱۷۰۶ از مقام کشیشی استعفا داد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 13:47  توسط Galway  | 

روبرت شومان، از نبوغ تا جنون

روبرت شومان یکی از آهنگسازان بزرگ دوره رومانتیک در موسیقی کلاسیک آلمان است. او در زندگی کوتاه و پررنج خود آهنگ‌هایی بسیار زیبا در قالب‌های گوناگون به یادگار گذاشته است. این آهنگساز ۲۰۰ سال پیش به دنیا آمد.


شومان تا دیرزمانی میان ادبیات و موسیقی مردد بود. مادرش پیانو می‌نواخت و به فرزند خود از هفت سالگی درس پیانو داد. پدر او ناشر و کتاب‌فروش بود و در خانه کتابخانه‌ای شایسته داشت. روبرت با عشق به ادبیات بزرگ شد. او خواننده‌ پرشور آثار ادبی بود، و خود نیز شعر می‌سرود و رمان می‌نوشت.


پس از مرگ پدر، روبرت شومان که در فکر تأمین زندگی خانواده بود، شهر زادگاه خود، تسویکاو را ترک کرد و برای تحصیل حقوق به لایپزیگ رفت.


در لایپزیگ موسیقی در همه جا حضور داشت و فلیکس مندلسون، آهنگساز نامی، مدیر امور موسیقی شهر بود. شومان در این شهر در برابر کشش موسیقی تاب و توان از دست داد. قریحه و استعداد هنری او بر "عقل معاش" چیره شد و او را یکسره به مسیر موسیقی انداخت. نخست به آموزش نوازندگی پیانو پرداخت و با این که دیر شروع کرده بود، پیشرفتی سریع داشت. رفته رفته به تصنیف قطعات کوچک دست زد، هرچند هنوز از موفقیت مطمئن نبود....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 12:31  توسط Oracle  | 

زندگی نامه شهرداد روحانی

شهرداد روحانی از کودکی با موسیقی آشنایی داشت.در سن ۱۰

سالگی به دلیل علاقه سرشار و تشویق پدر(انوشیروان روحانی) به

هنرستان موسیقی ملی ایران وارد شد و نزد ابراهیم روحی فر به

فراگیری ساز ویلنپرداخت و بطور خصوصی آهنگسازی را نزد دکتر محمد

تقی مسعودیه فرا گرفت.
وی سپس برای ادامه تحصیل به آکادمی موسیقی وین در اتریش رفت و

دررشته رهبری ارکستر و آهنگسازی فارغ التحصیل شد و در کنار آن

لیسانس سازهای ضربی را نیز دریافت کرد.

ضمنا آهنگسازی و آرانژمان موسیقی جاز را در کنسرواتوار وین فرا گرفت

و هم اکنون عضو انجمن آهنگسازان بین المللی میباشد.

در زمان دانشجویی بسیاری از کارهای وی با رهبری خودش اجرا و از

رادیو دولتی وین نیز پخش شد.

پس از تحصیلات در وین برای ادامه تحصیل به دانشگاه U.C.L.A آمریکا

رفت و در رشته رهبری ارکستر و آهنگسازی فیلم ادامه تحصیل داد و

همزمان بهمدت ۱ سال به عنوان دستیار رهبر ارکستر سمفونیک COTA

و بعد از ۵ سال به عنوان مدیر و رهبر دائم این ارکستر فعالیت کرد که

شامل تعداد زیادی کنسرت می باشد.

از کارهای معروف دیگر وی ساختن موسیقی افتتاحیه و آرم رسمی

بازیهای آسیایی به سفارش دولت تایلند و کمیته المپیک آسیایی (که در

دسامبر ۱۹۹۸ در تایلند برگزار شد) میباشد که این اثر با ارکستر

سمفونیک بانکوک به همراه ۲۰۰ نفر کر اجرا شده است.وی به دعوت

ارکستر فیلارمونیک زاگرب که یکی از قدیمی ترین ارکستر سمفونیک

های دنیا است-اجرا و رهبری کرد که در آن موسیقی فیلم از دهه های

۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ از آهنگسازان اروپایی اجرا شد.یکی دیگر از برنامه های

موفق وی اجرای کنسرت یانی در آکروپلیس یونان بود(که در ایران بنام

کنسرت سرزمین مادری پخش شد) که همه قطعات اجرا شده را شهرداد

روحانی برای ارکستر تنظیم و رهبری نموده و خود اجرا کننده ویلن در

یکی از آهنگ های این کنسرت بوده است.

ارکستر هایی که وی به عنوان رهبر میهمان با آنها همکاری داشته است

عبارتند از: ارکستر سمفونیک لندن-ارکستر رویال فیلارمونیک-اسلواک

فیلارمونیک-کالرادو سمفونی-نیو جرسی سمفونی-مینه سوتا سمفونی-

سان دیا گو سمفونی-ایندیا نا پولیس سمفونی و ارکستر های دیگر.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 12:19  توسط Galway  | 

آهنگسازی ایرانی به نام رامین جوادی

رامین جوادی(Ramin Djawadi) (متولد ۱۹۷۴ در دویسبورگ، آلمان) آهنگساز ایرانی-آلمانی تبار موسیقی‌های فیلم و تلویزیون است. پدر او یک دکتر مهاجر ایرانی است که سال ها قبل از ایران به کشور آلمان مهاجرت نمود و همسر وی آلمانی است.

رامین جوادی بابت ساخت موسیقی‌های مکمل، ارکستراسیون و دستیاری هانس زایمر در فیلم‌هایی مانند بتمن شروع به کار می‌کند و در ادامه با دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه به شهرت می رسد. او به عنوان آهنگساز فیلم‌های تیغ: سه‌گانگی، از غبار بپرس، فصل آغازی و آقای بروکز فعالیت کرده‌است. رامین جوادی و پل وستربرگ به خاطر آهنگسازی برای فیلم فصل آغازی به صورت مشترکاً برندهٔ بیست و دومین دورهٔ جایزه موسیقی فیلم و تلویزیون جامعهٔ آهنگسازان، نوسیندگان و ناشران آمریکا شدند.
جوادی همچنین برای مجموعه‌های تلویزیونی آهنگسازی کرده‌است. که از آن جمله می‌توان به مجموعه‌های تلویزیونی آستانه، تیغ: و مجموعه فرار از زندان اشاره کرد. وی برای این موارد، در سال ۲۰۰۶ نامزد جایزه امی ( برجسته‌ترین موسیقی زمینه اصلی) شد. از آخرین کار رامین جوادی می توان به آهنگسازی و موسیقی متن فیلم مرد آهنین ( Iron Man ) محصول 2008 اشاره نمود.
در ۳ سپتامبر ۲۰۰۷ رامین جوادی آلبومی از قطعات موسیقی مجموعهٔ تلویزیونی فرار از زندان را منتشر کرد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 17:26  توسط Oracle  | 

کلود دبوسی، آهنگساز فرانسوی

برخی کلود-آشیل دبوسی (Claude-Achille Debussy) آهنگساز فرانسوی را بوجود آورنده سبک امپرسیونیزم در موسیقی می ‌دانند اما او خود همچون موریس راول از پذیرفتن این عنوان پرهیز داشت. سبک موسیقی دبوسی از موسیقی اواخر دوره رومانتیک تا مدرنیسم قرن بیستم است. در چرخه ادبیات فرانسه سبک این دوره به عنوان سمبولیسم شناخته شده، جنبشی که با الهام از دبوسی چه به عنوان آهنگساز و چه فعال فرهنگی، گرفته شده است. دبوسی نه تنها از بزرگترین آهنگسازان فرانسوی است همچنین نقشی کلیدی در موسیقی اروپا با ورود به قرن بیستم داشته است.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 11:11  توسط Oracle  | 

یهودا منوهین

آوریل ۱۹۱۶ در نیوجرسی آمریکا بدنیا آمد و البته همانند اغلب نابغه ها در یک خانوادهء فقیر، گویی خداوند همه چیز را به همه کس نمی دهد. خانواده او از مهاجران روس بودند، که در زمان کودکی او به کالیفرنیا مهاجرت می کنند.

یهودا درسهای اولیه ویلن رو از زیگموند آنکر می آموزد و پس از مدتی نزد لوییس پرزینگر به یادگیری ویولن ادامه میدهد بطوری كه در هفت سالگی با اجرای سمفونی اسپانیول اثر ادوارد لالو(edouard lalo) در ارکستر سمفونیک سانفرانسیسکو همه حاضران را مات مبهوت خود میکند. اجرای این كار آغازی بود برای مشهور شدن این ویولنیست بزرگ.

او در سال ۱۹۲۷ در پاریس و در ۱۹۲۹ در برلین دو اجرای فراموش نشدنی از خود بجای گذاشت. در اجرای برلین با نواختن قطعاتی از باخ، بتهوون و برامس كولاك میكند بطوری كه آلبرت انیشتین كه در كنسرت حضور داشته او را به آغوش گفته می گوید "اکنون میدانم که حتمآ خدایی در ملکوت وجود دارد"....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 11:22  توسط Oracle  | 

هایفتز، ویلونیست قرن

یاشا هایفتز (Jascha Heifetz) در دوم فوریه 1901 در "ویلنا"ی روسیه به دنیا آمد و در 83 سال از 86 سال عمر خود به نوازندگی ویولن پرداخت. او در آغاز در سه سالگی نخستین آموزشهای خود را از پدرش و در پنج سالگی از ایلیا مالکین فرا گرفت. درهفت سالگی اولین کنسرت خود را در کوونو"Kovno " با اجرای کنسرتو ویولن مندلسون به مورد اجرا گذاشت و در سال 1910 در سن پترزبورگ به فراگیری ویلن نزد آوئر (Leopold Auer) پرداخت.

دیدگاه مدرن او نسبت به آثار موسیقایی آهنگسازان معاصر و گذشته، اجراهای بی نقص و در نهایت سطح تکنیک نواختن، فراگیری ویلن در کودکی، وجود نبوغ سرشار در موسیقی، آموزش گرفتن صحیح نزد هنرمندانی چون لئوپود آوئر، تمرینهای مستمر روزانه و حرکت به سوی دنیای غرب و بهره مندی از امکانات فراوان آن از مهمترین عواملی هستند که پدید آورنده "ویولنیست قرن" گردیدند....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 12:36  توسط Oracle  | 

ریختر، پیانیستی برای تمام دوران

سویتوسلاو ریختر (Sviatoslav Teofilovich Richter) در آگوست سال 1915 از پدری آلمانی و مادری روس در شهر Zhytomyr شوروی سابق (اکراین امروزی) بدنیا آمد. وی را بعنوان یکی از برترین نوازندگان پیانو در قرن بیستم یاد میکنند. موزیکالیته و تکنیکی ستودنی و همچنین رپرتوار گسترده ای که داشت مورد شگفتی و تحسین همگان بود.
وی دوران کودکیش را در اودسا گذراند. پیانو را زیر نظر پدرش که نوازنده پیانو و ارگ بود یاد گرفت و دروس عمومی موسیقی را زیر نظر یکی از همکاران پدرش (نوازنده هارپ) فرا گرفت.

از همان دوران نبوغ خود را در موسیقی نشان داد و یکی از مزیتهای وی در آن دوران این بود که با قدرت بسیار بالایی توانایی در دشیفر (خواندن نت و نواختن به صورت همزمان) داشت که سبب شد تا با بسیاری از اپراهای و گروهای مختلف محلی بعنوان نوازنده همکاری نماید.

اولین اجرایش را در 19 مارس سال 1934 در اودسا برگزار نمود. تا آن وقت ریختر بصورت جدی فکری برای ادامه نوازندگی پیانو نداشت و حتی به دنبال تحصیلات آکادمیک هم نرفته بود تا اینکه سه سال بعد یعنی در 1937 وی نزد معلم و پیانیست برجسته آن زمان کنسرواتوار چایکوفسکی Heinrich Neuhaus رفت....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند 1388ساعت 10:54  توسط Oracle  | 

بیو گرافی توماس آلبینونی

توماس آلبینونی در سال 1671 در ونیز متولد شد. او فرزند کوچک خانواده ثروتمندی بود، پدرش تاجر و ملاک بود و برخلاف نظر خانواده ترجیح داد تا در زندگی به موسیقی بپردازه تا تجارت و بازرگانی. او موسیقی را از سن 9 سالگی با ساز ویلن و آواز آغاز کرد و به دلیل وضعیت خوب مالی که داشت برخلاف اغلب موسیقیدانان نیازی به کار کردن برای امرار معاش نداشت و این نقطه قوتی برای او بود چون می توانست روی موسیقی تمرکز بیش از حد داشته باشه.

 او هیچ علاقه ای به گوش دادن یا تحلیل کارهای سایر موسیقیدانان نداشت و به همین خاطر موسیقی او موسیقی خاصی بود بدون آنکه اثری از سایر موسیقیدانها در آن دیده شود اما در عین حال اغلب کارهای او روح باروک داشت. اغلب کارهای Albinoni حالت دیگری هم داشت و آن تداعی کردن فضای روحانی بود، موسیقی او دارای حرکت بود، حرکت از سایه ها به سمت روشنایی، حرکتی که هرگز در آن اضطراب و تشنج دیده نمی شد و برعکس سراسر آرامش توام با اطمینان بود....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 17:16  توسط Oracle  | 

معرفی گروه (اصل گزینش) Axiom of Choice

این گروه توسط رامین ترکیان رهبر و آهنگساز (نوازنده گیتار و سازهای زهی) و محمد محسن‌زاده نوازنده پرکاشن و تهیه‌کننده در سال 1992 تشکیل شد.
در فاصله‌ای کم مامک خادم به عنوان خواننده به آنها پیوست و گروه رسما آغاز به کار کرد.

اعظای اصلی این گروه را رامین ترکیان به عنوان سرپرست،نوازنده گیتار ربع‌پرده و نوازنده دیوان و مامک خادم به عنوان خواننده و نوازنده دف تشکیل می‌دهند.

دیگر اعظای اصلی گروه عبارتند از:روبن هاراتونیان نوازنده دودوک ،زرنا و کلارینت،آندره هاراتونیان نوازنده سازهای کوبه‌ای و دمیتریوس مالیس نوازنده گیتار . این گروه در آثارش از نوازندگان بسیار استفاده می‌کند که از جمله نوازندگان ایرانی می‌توان به همکاری مسعود شعاری نوازنده سه‌تار در آلبوم نیایش، همکاری پژمان حدادی نوازنده تمبک در آلبوم ورای انکار،همکاری سعید فرجپوری نوازنده کمانچه و شهاب فیاض نوازنده نی در آلبوم گشایش اشاره کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 15:38  توسط Dr.MPH  | 

گروه Chickenfoot

گروه Chickenfoot در سال ۲۰۰۸ تشکیل شد. در واقع این گروه یک Supergroup است که از افراد با استعداد و مشهوری چون Sammy Hagar خواننده‌ی گروه [که عضو گروه‌هایی چون Van Helen و Montrose هست] و Michael Anthony نوازنده‌ی بیس [که عضو گروه Van Helen است] و Chad Smith مشهور که نوازنده‌ی درام هست [همه او را می‌شناسید، درامر گروه Red Hot Chili Peppers] و Joe Satriani استاد و هنرمند مشهور گیتار که برای همه نام‌اشناست، تشکیل شده است. Supergrup به گروه‌هایی می‌گویند که اعضای آن افراد مشهوری هستند که سابقه‌ی فعالیت در گروه‌های مهشور را دارند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 14:44  توسط Dr.MPH  | 

داستان دیدار بتهوون و لیست

هر چند بتهوون در اواخر عمر خود قدرت شنوایی خود را تقریبا" بطور کامل از دست داده بود اما می گویند پس از آنکه در سیزدهم آوریل سال 1823 فرانتس لیست (Franz Liszt) کنسرت بسیار جذابی با پیانو اجرا کرد، بتهوون 53 ساله که در آن زمان در محل کنسرت حضور داشت بر پیشانی این نوجوان 12 ساله بوسه ای می زند و از نوازندگی فوق العاده او تشکر می کند.


در تایید علاقه بتهوون به نوازندگی لیست، ایلکا هورویتز بارنی (Ilka Horovitz-Barnay) از نوازنده های توانای پیانو می گوید : "بهترین خاطره ای که من از لیست دارم مربوط می شود به هنگامی که او راجع به اولین دیدارش با بتهوون صحبت کرد. او اینگونه بیان کرد :"

من یازده ساله بودم که معلم پیانوی من آقای چرنی (Czrny) مرا به بتهوون معرفی کرد. چرنی قبلا" بارها راجع به من با بتهوون صحبت کرده بود و علاقمند بود که مرا به او معرفی کند تا شاهد نوازندگی من باشد. اما بتهون علاقه به تماشای نوازندگی افراد حرفه ای نداشت و اغلب از این کار سر باز می داد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 17:14  توسط Oracle  | 

موسیقی از دید بتهوون

در سال 1810 خانمی بنام الیزابت برانتو نامه ای به گوته نوشت و در آن شرح دیدارش با بتهون را باز گفت. در قسمت هایی از این نامه از زبان بتهوون آمده است كه:

"وقتی چشمانم را می گشایم دچار تاسف میشوم، زیرا آنچه كه میبینم مغایر مذهبم هست. من دنیایی كه نمیداند مكاشفه در موسیقی بسی والاتر از مكاشفه در علم و فلسفه است را تحقیر میكنم. موسیقی شرابی است كه به انسان بالندگی تازه ای الهام میكند و من آن خدای شرابم كه شراب شكوهمند و مقدسی را برای بشر عصاره میكشد و روح آنان را سرمست میكند. آنگاه كه از این مستی به هوش آیند از آن دریا، گوهر ها بیرون كشیده اند و بقدر وسع خود ارمغانها به خشكی باز آورده اند."

"من حتی یك دوست ندارم، باید تنها باشم، اما نیك میدانم كه خداوند من از هر هنرمند دیگری هنرمندتر و به من نزدیكتر است... موسیقی بواقع میانجی زندگی عقلانی و احساسی است. با گوته در باره موسیقی من صحبت كنید و به او بگویید كه سنفونیهای مرا گوش دهد. آنوقت درخواهید یافت و به من حق خواهید داد كه بگویم :"

"موسیقی گذرگاهی است اثیری به دنیای والای معرفت كه بشریت را درمی یابد ولی بشریت از دركش عاجز است."

فرادی روز مصابحه هنگامی که بتهوون متن مصاحبه را قرائت می کرد با حیرت گفت : "عجب حالت وجد و خلسه ای داشتم! ‌این حرفها را من زده ام؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 0:23  توسط Oracle  | 

وصیت نامه بتهوون

برای برادرانم کارل و...
بتهوون
شما که در ذهن و زبانتان من یک لجباز و شرور و مردم گریزمرا درست نمی شناسید. شما نمی دانید که قلب من
از کودکی سرشارز احساسات لطیف و نیتهای پاک بوده و همیشه آرزویم این بوده است که کارهای بزرگ انجام دهم
اما حالا وقتی به خودم فکر میکنم می بینم که شش سال است به یک موجود بی پناه و مایوس تبدیل شده ام که بدست پزشکان احمق روز به روز حالش وخیم تر شده و هرسال به امید بهبود از این جماعت فریب خورده است. ولی بالاخره
مجبور شدم مجبورم که این درد بی درمان را مثل یک حقیقت تلخ باور کنم. دردی که درمانش یا بسیار بعید است و یا اساسا
هیچ درمانی ندارد. مثل من از آغاز زندگی سر زنده و پر حرارت بودم و حضور در میان جمع را دوست داشتم چه زود مجبور به گوشه نشینی شدم و روزگارم را به ناچار در تنهایی گذراندم و هر بار که خواستم همه چیز را
فراموش کنم این درد مزمن مانع شد نه / نمی توانستم مدام از این و آن خواهش کنم که بلندتر صحبت کنند یا حتی فریادکشند تا من هم بشنوم. آخر چطور می توانستم این نقص را درست در همان حسی بپذیرم که باید در وجود من
قوی تر و کامل تر از هر کس دیگری باشد؟ حسی که روزگاری من آن را در نهایت کمال تجربه کرده بودم. کمالی که مطمئنم کمتر کسی در حرفه من نظیر آن را تجربه کرده است ویا اگر تجربهکرده باشد به مانند من از آن لذت برده باشد.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 13:24  توسط Oracle  | 

واپسین سالهای زندگی بتهوون - قسمت دوم

در روزهای آخر زندگی بتهوون دوستانش شیندلر (Schindler)، هوتنبرنر (Hutenbrenner) و استفان برورینگ (Stephan Breuring) در کنارش بودند. او این روزها را در اتاقی کهنه و کثیف که به هیچ وجه فضای مناسبی برای یک فرد بیمار نبود، به دور از برادرزاده محبوبش در نهایت تنگدستی سپری نمود. علاوه بر این مشکلات او به بیماری بی خوابی نیز دچار شده بود و وضعیت جسمی اسفناکش روز به روز وخیم تر می شد. تصویری از مراسم تشییع جنازه بتهوون

درست پیش از مرگ، با تلاش های بسیاری که موشلس (Moscheles) یکی از شاگردانش به عمل آورد، بتهوون مبلغ هنگفتی را از طرف انجمن فیلارمونیک لندن دریافت نمود.

شیندلر صمیمی ترین دوست او در این مورد می نویسد : "با دریافت این مبلغ بتهوون توانست غذای مورد علاقه اش و یک صندلی راحتی مناسب برای خود خریداری کند. زیرا قبل از آن، او از ترس اینکه ثروتی که برای برادرزاده اش به ارث گذاشته بود کاهش یابد حتی ابتدایی ترین احتیاجات را نیز از خود دریغ می کرد. "

بتهوون در آخرین نامه ای که یک هفته قبل از مرگش برای موشلس نوشت از او درخواست کرد به انجمن فیلارمونیک لندن اعلام نماید که بتهوون تصمیم دارد برای جبران این لطف، یک سمفونی جدید برای آنها بسازد.....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 12:43  توسط Oracle  | 

واپسین سالهای زندگی بتهوون - قسمت اول

در بررسی دوره های مختلف زندگی بتهوون، دوازده سال آخر زندگی بتهوون بسیار مورد توجه است. پس از مرگ برادرش کارل - کاسپر (Karl-Kaspar) در سال 1815، او چندین سال متمادی به منظور بر عهده گرفتن سرپرستی برادر زاده اش کارل در کشمش و نزاع با زن برادرش به سر برد. یکی از پیانوهای بتهوون که هم اکنون در موزه نگهداری می شود

نگهداری این پسر برای بتهوون منشاء مشکلات بسیاری شد. هر چند بسیار باهوش بود دو مشکل اساسی داشت، یکی تنبلی و دیگری عدم صداقت. بتهوون با تلاش بسیار پس از پنج سال توانست سرپرستی کارل را به عهده بگیرد.

مشکلات مالی کماکان گریبان گیر این آهنگساز بزرگ بود و ازآنجائیکه شخصیتی راسخ و جسور داشت، برای تهیه مخارج گذران زندگی روزمره و با مشکلات فراوانی روبرو شد.

دوستان نزدیکش همواره برای کمک به او در تلاش بودند، چارلز نیت (Charles Neate) نوازنده پیانو انگلیسی تبار که در سال 1815 با بتهوون ملاقات کرد، به همراه فردیناند رایز (Ferdinand Ries) یکی دیگر از دوستان، به بتهوون پیشنهاد کردند تا در لندن پایتخت انگلستان کنسرتی برگزار نماید و با توجه به محبوبیتش، از این طریق درآمد مناسبی را کسب کند.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 12:11  توسط Oracle  | 

مک فرین، افسانه آکاپلا

بدون تردید Don't Worry Be Happy از آلبوم Simple Pleasures مک فرین، یکی از محبوب ترین آهنگ های قرن بیستم است که در سال 1988 جایزه بهترین آهنگ سال جشنواره Grammy را به خود اختصاص داد، در عین حال که آلبوم 'Simple Pleasures' نیز به عنوان بهترین آلبوم پاپ برگزیده شد. در این آلبوم مک فرین با خلاقیت هایش اهمیت vocal percussion را در آکاپلای معاصر به روشنی نمایاند.

به طور قطع مک فرین را می توان به عنوان مطرح ترین خواننده آکاپلای عصر حاضر دانست. خلاقیت های این هنرمند چارچوب ها و محدودیت های مطرح شده را کنار می زند، او به عرصه ای پا نهاده که بسیاری از خوانندگان دیگر هنوز در آغاز کشف قابلیت های موجود در آن هستند، این هنرمند ثابت کرد که می توان حد و مرزها را درنوردید و پیروز شد. تلاش، استعداد، خلاقیت و شجاعت مک فرین او را به عنوان خواننده ای که به تنهایی قادر به انجام کار یک گروه است، به جهانیان شناساند. در حقیقت هنر مک فرین در تفسیر استعدادهایش به صورت بداهه است.
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 13:57  توسط Dr.MPH  | 

بیوگرافی گروه Secret garden

Secret Garden
 
"Secret Garden" گروهی ایرلندی-نروژی هستند که پایه و شیوه کار آنها بر اساس موسیقی سازی میباشد و آنرا برخی موسیقی Neo-classical music وعده ای دیگر New Ages مینامند. آلبومهای این گروه در سراسر دنیا مورد توجه و استقبال عموم مردم قرار گرفته است بالاخص با آلبوم Secret Garden که در ایران نیز این گروه با همین آلبوم محبوبیت خاصی در میان عموم علاقمندان به موسیقی پیدا کرده است.

این گروه از دو عضو اصلی رالف لاولند (Rolf lovland) و فیونولا شری (Fionnuala Sherry) تشکیل شده است.

Rolf Lovland
در 19 آوریل سال 1955 در نروژ بدنیا آمد وی یکی از آهنگسازان بنام کشورش میباشد. وی همراه با Fionnuala Sherry گروه Secret Garden را در سال 1994 بوجود آورد که در این گروه نقش آهنگساز، تهیه کننده و پیانیست (و دیگر سازهای کلاویه ای) را برعهده دارد.

علاقه او به آهنگسازی از همان دوران کودکی وجود داشت. در کنسرواتوار Kristiansand شروع به فراگیری علوم موسیقی نمود و درجه استادی را از موسسه موسیقی اسلو دریافت نمود. یکی از مشهورترین ساخته های وی در جهان آهنگ song You Raise Me Up میباشد که به بیش از 125 زبان در سراسر دنیا خوانده شده است. او محبوبترین ترانه سرا در کشورش میباشد که برخی از ترانه های او تا مدتها در بالاترین رده بندیهای موسیقی در سراسر دنیا قرار گرفته است.

وی جوایز متعددی را در طی دوران فعالیت های هنری خود کسب نموده است مانند:
-Norwegian Grammy Award -pre-1995
- جایزه مسابقه Eurovision Song Contest در سال 1985 برای آهنگ La det swinge و در سال 1995 همراه با گروه Secret Garden برای آهنگ Nocturne
- چهار بار برنده شدن در Melodi Grand Prix که معرف قطعات برتر از آهنگسازان نروژ میباشد.........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 16:21  توسط Unnamed Feeling  | 

بابی مک فرین، خواننده ای سنت شکن

بابی مک فرین از عجایب عرصه موسیقی است، خواننده ای خلاق و بدعت گذار، رهبربابي مك فرين ارکستری صاحب نام و خالق یکی از معروف ترین آهنگ های قرن بیستم "Don't Worry, Be Happy"، که ده جایزه Grammy را در کارنامه خود به ثبت رسانده است. بیش از بیست میلیون نسخه از آلبوم هایش به فروش رسیده و همکاری اش با نوازندگانی چون Yo-Yo Ma، Chick Corea، Herbie Hancock و ارکستر فیلارمونیک وین جایگاه ویژه ای چه در عرصه موسیقی جز و چه موسیقی کلاسیک به او اختصاص داده است.

مک فرین با دارا بودن صدایی به وسعت چهار اکتاو و تکنیک های صوتی برجسته اش ، تنها یک خواننده نیست، بلکه کاشفی است که موسیقی جز، فولکلور، کورال، کلاسیک و آکاپلا را به روش منحصر به فردی با یکدیگر تلفیق نموده است. در مقام رهبر ارکستر او توانایی تبدیل شالوده موسیقی مورد نظرش را به شیوه های گوناگون و صور متعددی داراست، حضور و همکاری اش در ارکستر فیلارمونیک نیویورک، ارکستر Cleveland ، ارکستر سمفونی شیکاگو، ارکستر فیلادلفیا و ارکستر فیلارمونیک وین گواهی بر این مدعاست.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 12:11  توسط Dr.MPH  | 

قدر و منزلت یک موسیقیدان

بتهوون زمانی پای به عرصه هستی نهاد که تقدیر روزگار بصورت کاملا" عجیب و مرموزی افراد نابغه و تاثیر گذار تحویل جامعه می داد از ناپلئون جاه طلب گرفته تا گوس ریاضی دان، از میشل فارادی، جیمز وات و آندره آمپر فیزیکدان ولاپلاس ریاضی دان گرفته تا ژان ژاک روسو نویسنده و محقق یا آدام اسمیت تئوریسین بزرگ اقتصادی و ... در این میان قرعه بنام بتهوون افتاد که در این دوران پای به روی زمین بگذارد و بانی بسیاری تحولات در دنیای هنر موسیقی باشد.

بتهوون در 17 دسامبر 1770 در شهر بن آلمان غسل تعمید داده شد و بسیاری همین تاریخ را روز تولد او می دانند. او تنها 14 سال پس از موتزارت بدنیا آمد اما تفاوت سبکی که میان کارهای او و موتزارت وجود دارد و تغییراتی که وی در شیوه و سبک موسیقی بوجود آورد بدون وجود او ممکن بود تا 100 سال هم محقق نشود.....



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 13:15  توسط Oracle  | 

تولد یک نابغه

249 سال پیش روز 27 ژانویه بود که نابغه بی همتای موسیقی، ولفگانگ آمادئوس موتزارت در سالتزبورگ بدنیا آمد. نابغه ای که در مدت 35 سال زندگی با تصنیف بیش از 600 قطعه پایه های موسیقی کلاسیک را آنچنان استوار بنا نهاد که پس از او دیگران با آرامش خاطر با تکیه بر ستونهای استوار آن به خلق آثار هنری پرداختند.

اروپای قرن 18

اروپا در اوایل قرن 18 در موقعیتی بحرانی به سر میبرد و میبایست پس از خونریزی های فراوان قرن گذشته، نفسی تازه میکرد. کشتارهای فراوانی که ریشه در درگیریهای مذهبی داشت، موجب شده بود تا جمعیت آلمان به طرز فاحشی کاهش یابد و بین آنهایی که باقی مانده بودند نیز چند دستگی سیاسی ایجاد شود. در حالی که کشورهای بزرگ و پرجمعیت در حال شکل گیری و نظم یافتن بودند، اروپای مرکزی همچنان دچار هرج و مرج فراوان در ممالک پادشاهی، دوک نشینها، پرنس نشینها و شهرهای مستقلی بود که به طور سرسری

تحت عنوان امپراطوری مقدس روم بر ملت آلمان (Holy Roman Empire of the German Nations) نامیده میشد. این مناطق در واقع مجموعه ممالکی بودند که حکومت آن متعلق به شارلمانی (Charlemagne) پادشاه جنگجو و فاتح قرن 8 (814-771) میلادی بود که سلطه اش تا سال 1806 میلادی ادامه یافت....

                                                                                          خانه ای که موتزارت در آن به دنیا آمد

                                                                                            


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 22:46  توسط Oracle  | 

نشانه های نبوغ در موتزارت

هر چند او کودکی بیمار حال و شکننده بود، اما خوشبخت بنظر می آمد. موسیقی در مرکز فکر و دنیای او بود. در درسهای دیگر هم هوشیار و تند ذهن بود، در یادگیری زبان ایتالیایی و علم حساب استعداد درخشانی داشت.

در سفری به رم در پای نامه خواهرش که برای پدر نوشته بود از او خواسته بود که جدول ضرب را برای او بفرستد. همچنین روایت کرده اند که او در حاشیه اوراق موسیقی گاهی به حل مسائل حساب و هندسه می پرداخت. بسیاری از مورخان موسیقی معتقد هستند که موتزارت هرگز مانند سایر بچه ها به مدرسه نرفت و هر آنچه آموخت توسط خود بود.

پدر او از همان زمانی که به نبوغ پسرش پی برد برای او برنامه ای سنگین و در عین حال دقیق و منظم برای آموزش او ترتیب داد. ظاهرا" او از پدرش علاقه به موسیقی و علم ، تمرکز حواس ، پشتکار و بسیاری صفات خوب دیگر را به ارث برده بود که تا دم مرگ آنها را به همراه خود داشت.....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 20:5  توسط Oracle  | 

بیوگرافی گروه Trans siberian Orchestra

Siberian Orchestra (که اغلب به صورت TSO خلاصه می شود) نوازندگانی پیشرو در عرصه تولید و ارائه موسیقی راک در دو دهه اخیر ، نشانه ای از بلوغ ایده پردازی موسیقی نوین در ینگه دنیا آنجا که کیفیت در تولید کمتر سخن اول است و اصولا یافتن چنین پروژه ای در نیویورک یک شانس بزرگ محسوب می گردد .

در 1996   پل اونیل با پیشینه کاری تهیه کنندگی و اداره گروههای همچون Aerosmith ، Humble Pie و Scorpions و ابر گروه پروگرسیو Savatage که نقطه تلاقی  اش با رابرت کینکل و جان اولیوا  بود به پروژه عظیم ارکسترال Trans-Siberian Orchestra  اندیشید اجرای ترانه های شاد کریسمس بروش اپرا با ابزار راک که در ایتدا از دید منتقدان توفیق چندانی برایش پیش بینی نمی شد نمتهی به ساخت پر فروش ترین در عین حال هنری ترین آثار شبهای ژانویه شد . از بکارگیری ۶۰ نفر نوازنده و یک گروه کر در استودیو تا اجرای ۳۰ نفره در تور اجرایی که علاوه بر نوازنندگان و خوانندگان به تبعیت از بزرگنرین اپراهای جهان از حضور دو روایتگر نیز بهره می جست .

این گروه بیشتر به خاطر بازسازیهایش از آهنگهای کلاسیک درباره کریسمس شناخته شده است......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 17:7  توسط Unnamed Feeling  | 

دیمیتری شوستاگویچ (III)

در سال 1943 آنان به مسكو رفتند، در آنجا سمفونی هشتم را نوشت كه غم و خشم شوستاكویچ در این اثر نمایان است و تا سال 1956 اين اثر، اجرايش ممنوع بود. سمفونی نهم در سال 1945 در تضاد با اثر قبلی و نوعی تقلید طعنه آمیز بود! او به نوشتن موسیقی سالنی ادامه داد و در سال 1967 دومین تریو پیانوی خود را به یاد سولرتینسكی، دوست و همكار دیرینه اش، نوشت.

در سال 1948 شوستاگویچ و بسیاری از دیگر آهنگسازان روسی، آثارشان بار دیگر منع شد. شوستاگویچ اغلب آثارش ممنوع از اجرا شدند و او را مجبور كردند كه ندامت نامه عمومی امضا كند و خانواده وی به انزوا فرو رفتند! یوری لیوبیموف (Yuri Lyubimov) گفته است: "شوستاگویچ در آن دوره هر شب به طبقه پائین می رفت و انتظار دستگیریش را می كشيد كه بدین ترتیب آسیبی به دیگر اعضای خانواده اش نرسد".

در سالهای بعدی، آهنگهای او شامل موسیقیهايي برای فیلم بود تا بتواند مخارجش را تامین كند و تا حدي دیگر آثار حرفه اي اش. بعدها همچنین كنسرتو ویولن شماره 1 و مجموعه ای بر اساس اشعار بومی یهودی را نوشت. این مجموعه زمانی ساخته شد كه اثرات بعد از جنگ همچون ضد یهودیت شدید موجود بود و شوستاگویچ خود را برای شرایط سخت تری كه بر او اثر خواهد گذاشت، آماده كرده بود.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 17:56  توسط Oracle  | 

دیمیتری شوستاگویچ (II)

در سال 1927 "دومين سمفوني" خود را ساخت همچنين در همان دوران آغاز به نوشتن اپراي "بيني" (The Nose) كرد بر اساس داستاني از گُگُل (Gogol) بود. در سال 1929 اين اپرا توسط سازمان موسيقي استالين (RAPM)، فورماليست و ممنوع خوانده شد! در سال 1927 با آهنگساز ايوان سولرتينسكي (Ivan Sollertinsky) آشنا شد كه به دوستي بلند مدت آنان تا مرگ ايوان منجر شد.

سولرتينسكي او را با آثار گوستاو مالر آشنا كرد كه از "چهارمين سمفوني" او به بعد بر روي آثارش تاثير فوق العاده اي گذارد. در سال 1932 با نينا وارزار (Nina Varzar) ازدواج كرد و با آنكه در سال 1935 از هم جدا شدند اما خيلي زود، باز به هم پيوستند. در دهه 1920 و اوايل دهه 30 در تئاتر جوانان فعاليتش را آغاز كرد، اگرچه زمان محدودي در آنجا بود اما باعث محافظت وي از حمله افكار و روشهاي ايدئولوژيك شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 13:38  توسط Oracle  | 

دیميتري شوستاگويچ (I)

یمیتری دمیتریویچ شوستاگویچ آهنگساز روسی، یکی از نامدارترین آهنگسازان قرن بیستم است. او با تاثیر از موسیقیدانانی همچون، پروکوفیف و استراوینسکی، شیوه ترکیبی را توسعه بخشید، به عنوان مثال در اپرای "خانم مکبث از ناحیه متسنسک" (Lady Macbeth of the Mtsensk District) در سال 1934، یک اثر مجزا را با دو روش در کنار هم آفرید، هارمونی نئوکلاسیک (با تاثیر از استراوینسکی) و پست رومانتیک (شیوه پس از مالر). دست یابی منحصر به فرد شوستاکویچ به تونالیته شامل تضاد و کنتراستی بی قاعده و جذاب است. شوستاکوویچ به سمفونی های خویش بسیار مفتخر بود، او مهارتش در تکنیک را بیشتر مدیون مالر می دانست. مشهورترین آثارش 15 سمفونی و 15 کوارتت زهی است.

آثار وی برای پیانو شامل، دو سونات پیانو، اوورتور، دو تریوی پیانو، کوینتت پیانو و 24 پرلود و فوگ، دو اپرا، 6 کنسرتو و موسیقی فیلمهای معتبر می باشد.

شوستاکویچ در دوره لئون تروتسکی (Leon Trotsky) شهرت فراوانی در روسیه به دست آورد اما در دوره بروکراسی استالین دچار مشکلات فراوانی شد و در دو دوره خطرناک رنج بسیار کشید، سالهای؛ 1936 و 1948. با اینحال علی رغم مشکلات سیاسی، آثار او شهرت فراوانی کسب کرده اند.....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 21:38  توسط Oracle  | 

گوستاو مالر

گوستاو مالر (Gustav Mahler) از بهترین رهبران ارکستر و اپرا، همچنین به عنوان مهمترین آهنگساز اواخر رومانتیک-اوایل مدرنیزم شناخته شده است. اگرچه موسیقی او هیچ گاه تا پیش از مرگش از طرف کشور اطریش به طور شایسته ای مورد توجه و قبول واقع نشد. مالر سمفونی ها و اشعار فراوانی تصنیف کرد. او در خانواده یهودی آلمانی زبان در کالیشت به دنیا آمد. دومین فرزند از چهارده فرزند خانواده بود. آنان به جیلوا (جایی که مالر کودکی اش را در آنجا سپری کرد و والدینش به استعداد او در سن 6 سالگی پی بردند و او را به کلاس پیانو فرستادند) نقل مکان کردند.

در سال 1875 مالر 15 ساله در کنسرواتوری وین پذیرفته شد، جایی که تحت تعلیم جولیوس اسپتین (Julius Epstein) پیانو، از روبرت فوش (Robert Fuchs) هارمونی و آهنگسازی را از فرانز کرن (Franz Krenn) آموخت.

سه سال بعد به دانشگاه وین رفت جایی که آنتون براکنر (Anton Bruckner) در آنجا جلسه و سخنرانی برگزار می کرد.

مالر در آنجا تاریخ و فلسفه را در کنار موسیقی آموخت. در هنگام تحصیل به عنوان معلم موسیقی نیز کار می کرد و اولین اثر رسمی خود را به نام اشعار عزاداری (Das klagende Lied) ساخت.

این اثر در رقابت آهنگسازی راه یافت اما جایزه ای به دست نیاورد! در سال 1880 به عنوان رهبر کار خود را در تئاتر تابستانی در تالار باد (Bad Hall) در اتریش آغاز کرد. او در تالارهای بزرگ اپرا مقام رهبر را برعهده داشت و این نقش را با موفقیت ایفا نمود.....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 12:36  توسط Oracle  | 

ریچارد اشتراوس (IV)

ریچارد اشترائوس ضبطهای فراوانی را از آثارش انجام داده، همانند اجرای موسیقی از آهنگساز آلمانی – اتریشی هارولد شوئنبرگ (Harold C. Schonberg). با آنکه اشترائوس رهبر بسیار توانایی بود اما دقت فراوانی را برای ضبطهایش به خرج نمی داد. در سال 1929 اپراهای تیل النسپیشل و دون خوان را به همراه ارکستر اپرای برلین اجرا کرد که به عنوان یکی از بهترین آثار اولیه ضبط از نوع الکتریکی شناخته شده، اگرچه اصل آن بر روی دیسکت 78 rpm ضبط شده بود، صدای عالی نیز داشت و برای آن دوره و نوازندگان و اجرا کنندگان بسیار فوق العاده و هیجان انگیز بود، (علی رغم اشتباه فاحش یکی از سولیستها در اجرای بسیار معروفی ازتیل النسپیشل!)

شوئنبرگ در ضبطهای استرائوس از سمفونی شماره 40 موتسارت و سمفونی شماره 7 در بتهوون، نقدی نوشته است: "هیچ گاه هیچ تغییر یا آهستگی در بیان یا نوانسها وجود ندارد. حرکت کند به همان اندازه حرکت تند سرزندگی را دنبال می کنند و آخرین حرکت با قطع شدیدی در چهار دقیقه و بیست و پنج ثانیه به پایان می رسد. در حالی که باید 7 تا 8 دقیقه به طول انجامد."....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 12:28  توسط Oracle  | 

نگاهی اندک بر زندگی امانوئل پاهود


امانوئل پاهود فلوت نواز فرانسوی- سوئیسی (متولد 27 ژانویه 1970)، نواختن فلوت را از شش سالگی آغاز کرد و در سال 1990 با درجه پریمیر پریکس از کنسرواتوار پاریس و تحت نظر و تعلیم میشل دبوست و آرل نیکولت فارغ التحصیل شد. پاهود موفق به دریافت جایزه برتر بزرگترین مسابقات بین المللی نظیر Kobe در سال 1989 و Duino در سال 1988 شده است، و پس از آن هشت جایزه از دوازده جایزه مخصوص Concours de Genève در سال 1992، جایزه تکنوازی انجمن مسابقات رادیویی کشورهای فرانسوی زبان جهان، و همچنین جایزه انجمن اروپایی یوونتوس را ازآن خود کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 1:25  توسط Galway  | 

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (III)

همسر دوم واگنر کوزیما بعدها نوشته است: "زمانی که نسل آینده به دنبال نیرویی عظیم در این اثر ناب بگردند، ممکن است قادر باشند، اشکها و خون دلهای آهنگساز را به لبخندهایی تبدیل سازند". در سال 1862 واگنر به طور رسمی از مینا جدا شد، اگرچه تا مرگ مینا در سال 1866 به حمایت مالی او ادامه داد. بین سالهای 1861 و 1864 واگنر سعی کرد اپرای "تریستان و ایزولده" را در وین اجرا کند.

اگرچه این اپرا 70 بار تمرین شد اما به عنوان "اثر اجرا نشده" باقی ماند و به مشکلات اقتصادی واگنر افزود. در سال 1864 نور امیدی بر واگنر شروع به تابیدن کرد؛ پادشاه لودوویگ دوم در سن 18 سالگی به پادشاهی باواریا رسید.

پادشاه جوان از زمان بچگی عاشق موسیقی واگنر بود، وی آهنگساز را به مونیخ برد و به او کمکهای مالی فراوانی نمود و برای تولید اپراهای جدیدش برنامه ریزی کرد. سرانجام "تریستان و ایزولده" در تئاتر ملی مونیخ در 10 ژوئن 1865 به رهبری هانس فن بولو (Hans von Bülow) اجرا شد که این اولین اثر اجرا شده واگنر، پس از نزدیک به 15 سال می باشد!....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 18:24  توسط Oracle  | 

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت

ژان پیر رامپال در Marseille متولد شد، او فرزند آندره (Andree née Roggero) و فلوتیست موفق فرانسوی جوزف رامپال بود. ژان-پیر رامپال اولین نماینده عصر مدرن بود که فلوت سلو را در اتحادیه کنسرت بین الملل تثبیت کرد و موجب تحسین و تشویق بسیار زیاد مخاطبان شد، بطوریکه کنسرت های او با برنامه های خواننده های مشهور، پیانیستها و ویولونیستها برابری می کرد.

ژان-پیر رامپال در سن دوازده سالگی نوازندگی فلوت خود را آغاز کرد.

بعد از تدریسهای خانگی پدرش جوزف، (کسی که استاد فلوت در هنرستان مارسل و مدیر فلوت ارکستر سمفونیک مارسل بود) او در در هنرستان مارسل متد Altes را می آموخت و او در همین هنرستان مقام اول را در 1937 در رشته فلوت دریافت کرد.

او همچنین اولین رسیتال عمومی خود را در Salle Mazenod مارسل اجرا کرد، در حالیکه تنها 16 سال داشت. پس از آن همچنین برای دومین بار در Orchestre des Concertes Classiques مارسل، کنار پدر خود فلوت نواخت (البته آنها بطور خصوصی هر روز با هم دوئت می نواختند).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 12:2  توسط Galway  | 

یان اندرسون و فلوت راک

موسیقی راک در سالهای 1970 آنچنان مورد علاقه عموم نبود تا اندرسون بتواند تصمیم نهایی خود را بگیرد. او و گروهش جترو تول (Jethro Tull) در اوایل و اواسط دهه 70 با 10 آلبوم درخشان خود باعث درخشیدن بازار ریکوردهای موسیقی شدند، از جمله: آکوالونگ (Aqualung)، سخت همچون آجر (Thick as a Brick)، نمایش پرشور (Passion Play)، کودک جنگ (War Child) و آوازهای جنگل (Songs From the Wood). این گروه با آلبومهایی همچون: زندگی کردن در گذشته (Living in the Past)، اشتباه در جنگل (Bungle in the Jungle)، معلم (Teacher) و تنفس لکوموتیو (Locomotive Breath) به سبک موسیقی راک کلاسیک ادامه دادند. 


مصاحبه ای که می خوانید از از جیم نیوسام (Jim Newsom) است که با یان اندرسون (Ian Anderson) نوازنده فلوت انجام شده است. چه کسی، مشهورترین نوازنده فلوت موسیقی راک و پاپ را تشویق کرد تا به درجه اول فلوت نوازی رسد؟ "اریک کلاپتون (Eric Clapton)، او به عنوان یک نوازنده فلوت شناخته شده نیست به همین علت من فلوت را برگزیدم! به این نتیجه رسیدم که هیچ گاه نخواهم توانست نوازنده گیتار مشهوری همچون او شوم، پس بهتر است کاری را انجام دهم که او نتوانسته بود".

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 15:1  توسط Galway  | 

ریچارد اشتراوس (III)

استرائوس برای آنکه بدرو از سیاست باقی بماند تصمیم داشت موقعیت خود را در این پست (رئیس مرکز فرهنگ و موسیقی آلمان)حفظ کند، تصمیمی بخاطر آن بسیار سرزنش شد. زمانی که در این پست بود "المپیک هامن" (Olympische Hymne) را برای المپیک تابستانی 1936 نوشت و توانست با چندین سرباز آلمانی ارتباط دوستانه ای برقرار کند. در حقیقت قصد اصلی او حفاظت از جان عروسش آلیس، بود (شخصی که یهودی و تحت تعقیب گشتاپو بود) در سال 1935 استرائوس به دلیل آنکه از حذف برنامه اجرای اپرای دوست یهودیش استفان زویک امتناع نمود، مجبور به استعفا از "مرکز فرهنگ و موسیقی آلمان" شد. وی به زویگ نامه ای حمایت آمیز نوشت و به نازیها توهین فراوان کرد که این نامه توسط گشتاپو از بین رفت.

تصمیم وی در تولید اپرای تک نفره "فردنستاگ" در سال 1936 در زمان جنگ، به ویژه به عنوان سرودی برای صلح و در زمانی که همه خود را برای جنگ آماده کرده بودند به عنوان حرکتی شجاعانه یاد می شود.

با تضاد بین آزادی و اسارت، جنگ و صلح، نور و تاریکی، این فکر از نظر بسیاری به فیدلو (Fidelio) تشبیه شد. این اپرا کمی پس از وقفه در جنگ در سال 1939 توقیف شد....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 11:12  توسط Oracle  | 

بیوگرافی Steve Vai (استیو وای)

بیوگرافی Steve Vai 

Steven Siro Vai در 6 ژوئن 1960 در بيمارستان Nassau Country در نيويورک بدنيا آمد و در محله Carle Place در Long Island نيويورک بزرگ شد. در سنين پائين از طريق خواهرش به موسيقي علاقمند شد. او در سن 6 سالگي شروع به نواختن ارگ کرد و در 10 سالگي به نواختن آکاردئون پرداخت. استيو واي مي گويد: من هيچ وقت وارد موسيقي نشدم، من از همان اول، قبل از زمانيکه يادم بيايد در موسيقي بودم. او در نوجواني بواسطه آشنائي با موسيقي کساني چون Jimi Hendrix، Led Zeppelin، Deep Purple و Alice Cooper به گيتار راک علاقمند شد و در دبيرستان نزد هم مدرسه ئي بزرگترش Joe Satriani که در آن محل گيتاريست شناخته شده اي بود به فراگيري درسهاي گيتار پرداخت. او براي هر جلسه 5 دلار مي پرداخت و پس از مدتي توانست کسي را پيدا کند تا با هم از سترياني درس بگيرند تا بتوانند هر کدام 2.5 دلار بپردازند. استيو تقريبا 3 سال نزد سترياني به فراگيري گيتار پرداخت.

او پس از عضويت در چند گروه محلي، Long Island را ترک کرد و در سال 1978 در 18 سالگي به مدرسه موسيقي برکلي در بوستون رفت. او در آنجا بعنوان يک دانش آموز، تعدادي از تکنيکي ترين تصنيفات Frank Zappa را براي گيتار بازنويسي کرد و يک کپي از آهنگ Black Page را براي خود Zappa فرستاد. زاپا شديدا تحت تاثير نوازندگي اين گيتاريست جوان قرار گرفت و پس از ملاقاتي با او، از استيو دعوت کرد که به گروهش بپيوندد. بدنبال آن استيو جوان به همراه زاپا در تور سراسر جهان شرکت کرد و در چندين آلبوم نوازندگي گيتار را بعهده داشت تا اينکه گروه زاپا را براي ادامه کار انفرادي ترک کرد. اولين کار انفرادي اش که خودش آنرا تهيه کرده بود، ضبط و پخش کرد. اين کارها دو آلبوم بودند بنامهاي Flex-Able و Felx-Able Left Over که در سال 1984 منتشر شدند. هردوي اين دو آلبوم استعداد و توانائي واي را در نوازندگي و آهنگسازي نشان مي داد، که البته هنوز شديدا تحت تاثير فرانک زاپا بود...............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 18:17  توسط Unnamed Feeling  | 

دورژاک، آهنگسازی از چک (III)

سمفونی شماره 8 در ماژور C در تضاد شدید با سمفونی هفتم است زیرا مملو از حسی خوشبینانه تر و گرمتر می باشد. کارل شومان این اثر را با اثر گوستاو مالر مقایسه کرده است. بسیاری از منتقدان این سمفونی را اثری برتر از سمفونی نهم دانستند، اما محبوبیت و شهرت سمفونی نهم بر تمام آثار قبلی دورژاک سایه گسترد. سمفونی شماره 9 به عنوان بهترین سمفونی دورژاک با نام "دنیای نو" شناخته شده، دورژاک این اثر را در مدت اقامتش در نیویورک نوشته است.
زمانی که این اثر برای اولین بار اجرا می شود او می گوید که از موسیقی معنوی آمریکایی استفاده کرده اما بعدها خودش آنرا تکذیب می کند.


دورژاک به موسیقی بومی آمریکا علاقه داشت و در 15 سپتامبر 1893 نوشته است که قمستهایی از سمفونی نهم را بر اساس موسیقی سرخپوستان ساخته است.

نیل آرمسترانگ در سفرش به کره ماه در سال 1969 نسخه ضبط شده ای از این اثر را با خود به ماه می برد. رهبران بسیاری این اثر را اجرا و ضبط کرده اند همچون؛ ایفان کرشز (István Kertész)، رافائل کوبلیک (Rafael Kubelík)، اُتمار سوتنر (Otmar Suitner)، لیبور پزک (Libor Pešek)، ژنک ماکال (Zdeněk Mácal)، واکلاف نئومان (Václav Neumann)، ویتولد روویسکی (Witold Rowicki) و نیمه ژاروی (Neeme Järvi).....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 12:30  توسط Oracle  | 

بیوگرافی اینگوی مالمستین

اینگوی مالمستین

اینگوی جوان مالمستین (نام اصلی لارس جوان ینگو لانرباخ) سومین گیتاریست سریع جهان  و خالق سبک نئوکلاسیک راک است.

زندگی

در ۳۰ ژوئن ۱۹۶۳ در حومهٔ شهر استکهلم سوئد به دنیا آمد. او کوچک‌ترین فرزند خانواده (شامل مادرش ریگمور، خواهرش آن لوئیز و برادرش بژورن) بود. او در ابتدا علاقه‌ای به گیتار نداشت ولی پس از دیدن اجرای جیمی هندریکس در ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۰، به گیتار علاقه‌مند شد و روز مرگ جیمی هندریکس، همانطور که خودش گفته‌است: «اینگوی گیتاریست به دنیا آمد».

او نوازندگی را با کار روی قطعات موسیقی گروه‌هایی مانند دیپ پرپل شروع کرد. علاقهٔ او به تأثیر موسیقی کلاسیک بر کارهای ریچی بلکمور، او را به کارهای کلاسیک باخ، ویوالدی، بتهون و موتزارت راهنمایی کرد. با شروع از ۱۰ سالگی او تمام انرژی خودش را صرف موسیقی کرد. در ۱۵ سالگی او نوازندگی در چند گروه موسیقی را شروع کرد. این گروه‌ها اکثرا به قدرت نوازندگی او متکی بودند. در ۱۸ سالگی او و چند تن از دوستانش یک نمونه مجموعه آهنگ نمایشی برای کمپانی CBS سوئد ضبط کردند که این قطعات هرگز پخش نشدند.

در سال ۱۹۸۲ مایک وارنی در کمپانی شارپنل رکوردز که این کاست را شنیده بود، اینگوی را دعوت کرد تا با گروه موسیقی استیلر بر روی آلبومی به همین نام همکاری کند. مالمستین پس از این کار به گروه آلکاتراز پیوست و در سال ۱۹۸۳ آلبوم No Parole From Rock N' Roll را با این گروه ضبط کرد. پس از آن اینگوی اولین آلبوم سولوی خودش را منتشر کرد که اکنون انجیل نئو کلاسیک راک نامیده می‌شود. این آلبوم همچنین نامزد جایزهٔ گرمی برای بهترین اجرای اینسترومنتال راک شد. این آلبوم توجه منتقدان و مخاطبان زیادی را به خود جلب کرد و پایه‌گذار سبک جدیدی به نام نئوکلاسیک راک بود.

در سال ۱۹۹۷ مالمستین ثابت کرد که فراتر از یک پدیده در موسیقی راک است. مالمستین پس از ماه‌ها تمرین، اولین اثر کاملاً کلاسیک خودش را با نام Concerto Suite for Electric Guitar and Orchestra in Eb minor, Op. ۱ منتشر کرد. این آلبوم در پراگ به همراه ارکستر فلارمونیک چک و با رهبری Yoel Levi ضبط شد..............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 18:57  توسط Unnamed Feeling  | 

بیوگرافی کارل ارف(Carl orff)

کارل ارف آهنگساز نامی آلمان، دهم جولای 1895 در مونيخ متولد شد و با تصنيف آثاری چون » کارمينا بورانا  « در سال 1938 به اوج شهرت دست يافت. اين اثر ابتدای يک تريولوژی   است که شامل کاتولی کارمينا   و  تريونفو دو آفريديت   است و علاقه‌ي کارل به شعر آلمانی قرون وسطا را نشان می دهد.

در حالیکه صنعت مدرن در برخی از آثار و تکنيک های تصيفی کارل ارف مشهود است وی قادر به تسخير روح دوران قرون وسطا با ريتم در گيرنده و توناليته آسان آن است و آنچه مشخص است، اين است که اشعار دوران قرون وسطا که اغلب به فرم آلمانی و لاتين نوشته شده اغلب با روح هستند بدون اينکه خدشهای در آن ها پديدار شود.

ارف شهرت خود در فن تعليم را مديون » شولور «  (1930-1935) است که به زبان انگليسی ترجمه شد و به عنوان کاری برای موسيقی کودکان در زمره آثار کارل به حساب می آمد.

کارل ارف بيشتر عمر خود را صرف کار برای بچه‌ها کرد و ترتيب آهنگ‌هاي انتخابي او براي كودكان چنان ساده و آسان بود که به بچههای موسيقیدان اجازه میداد که قطعه‌ي موسيقی را با آسانی نسبی اجرا کنند. وی از موسيقی به عنوان يک وسيله‌ي آموزشی استفاده نمود ولی ملودی و ريتم در آثار او به وسيله‌ي کلمات بيان میشدند. اين خصوصيت را میتوان در آثار آلمانی و همچنين در آثار انگليسی وی مشاهده کرد.....




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 17:0  توسط Oracle  | 

مطالب قدیمی‌تر